هربرت هارت
Herbert Lionel Adolphus Hartمؤلف «مفهوم قانون» — کسی که پوزیتیویسم حقوقی را از نظریهی «فرمانِ حاکم» رهانید و نشان داد نظام حقوقی بر قاعدهای اجتماعی استوار است، نه بر تهدید.
پرسشِ «قانون چیست» ساده بهنظر میرسد و نیست. پاسخِ رایجِ سدهی نوزدهم — از جان آستین — این بود: قانون فرمانِ حاکم است، همراه با تهدیدِ مجازات. هارت نشان داد این پاسخ کار نمیکند، و پاسخِ دیگری گذاشت.
زندگی
در ۱۹۰۷ در انگلستان زاده شد. پیش از دانشگاه سالها وکالت کرد و در جنگ جهانی دوم در سرویسِ اطلاعاتِ بریتانیا خدمت کرد — تجربهای که او را با کارِ عملیِ حقوق آشنا کرده بود، برخلافِ بسیاری از فیلسوفانِ حقوق. از ۱۹۵۲ کرسیِ فلسفهی حقوقِ آکسفورد را داشت. در ۱۹۹۲ درگذشت.
آثار
- The Concept of Law (۱۹۶۱) — اثر مرکزی؛ یکی از خواندهشدهترین کتابهای فلسفهی حقوق در سدهی بیستم.
- Causation in the Law (با تونی اونوره) — دربارهی رابطهی سببیت، که در مسئولیت مدنی و کیفری گرهِ اصلی است.
- Punishment and Responsibility — در مبانیِ مجازات.
- Law, Liberty and Morality — حاصلِ مناظرهاش با لرد دولین بر سرِ اینکه آیا قانون میتواند اخلاقِ خصوصی را الزام کند.
سهم فکری: قاعده، نه تهدید
نقدِ هارت بر آستین ساده و برنده بود: اگر قانون فقط «فرمان همراه تهدید» است، پس قانونی که اختیار میدهد — قانونِ وصیت، قانونِ ثبت شرکت، قانونِ ازدواج — چیست؟ اینها کسی را به کاری وادار نمیکنند؛ ابزار میدهند. و مهمتر: چه چیزی خودِ حاکم را حاکم میکند؟ پاسخِ «تهدید» اینجا دور میزند.
پاسخِ او دو تفکیک آورد:
- قواعدِ اولیه و ثانویه — اولی رفتار را الزام میکند («ندزد»)، دومی دربارهی خودِ قواعد است: چگونه وضع شوند، تغییر کنند، اعمال شوند.
- قاعدهی شناسایی (rule of recognition) — قاعدهای که میگوید در این نظام، چه چیزی قانون بهشمار میآید. اعتبارِ آن نه از قاعدهی بالاتر میآید و نه از تهدید، بلکه از عملِ پذیرفتهشدهی قاضیان و مقاماتِ آن نظام.
مناظرهی هارت و دورکین
مشهورترین بحثِ فلسفهی حقوقِ نیمهی دومِ سدهی بیستم میانِ هارت و شاگرد و جانشینش رونالد دورکین درگرفت. دورکین میگفت نظامِ حقوقی جز قاعده، اصل هم دارد — و قاضی در پروندهی دشوار به همان اصول تکیه میکند، پس مرزِ حقوق و اخلاق آنقدر که هارت میگوید تیز نیست. این مناظره تا امروز بازِ باز است.
منبعِ زیستنامه: en.wikipedia.org
این نوشته معرفیِ تاریخی و علمی است، نه مشاورهی حقوقی. ارجاع به آرا و آثارِ یک حقوقدان، جای متنِ رسمیِ قانون و نظرِ وکیلِ پرونده را نمیگیرد.