ماده۱آییننامه اجرایی قانون واگذاری زمینهای دایر و بایر که بعد از انقلاب به صورت کشت موقت در اختیار کشاورزان قرار گرفته است مصوب ۱۳۶۵/۸/۸ (منسوخ)مصوب ۱۳۶۵ · ماده ۱ از ۳۱
تعاریف و اصطلاحاتی که در این آئیننامه بکار برده میشود از نظر اجرای آن عبارتست از:
- اراضی بایر- زمینهائی که سابقه احیاء دارد ولی بعلت اعراض یا عدم بهرهبرداری بدون عذر موجه بمدت ۵ سال متوالی متروک مانده باشد.
- اراضی دائر- زمینهائی است که احیاء شده و مستمراً مورد بهرهبرداری میباشد.
- مناطق کردنشین- عبارتست از استان کردستان و جنوب آذربایجان غربی شامل شهرهای اشنویه، نقده، پیرانشهر، مهاباد، میاندوآب، بوکان، سردشت،صائیندژ، تکاب و نوار مرزی شهرستانهای ارومیه و سلماس.
- اراضی کشت موقت- عبارتست از اراضی بایر و دایری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ۱۳۵۹ در سراسر کشور و تا پایان سال ۱۳۶۳در مناطق کردنشین بنحوی در تسلط غیر مالک قرار گرفته باشد. هرگاه در زمان تصرف در سطح هر هکتار بیش از یکصد اصله نهال و یا درخت مثمر یا پنجاه اصله درخت نخل یا زیتون و یا یکهزار نهال یا درخت غیر مثمروجود داشته در اینصورت باغ یا بیشه محسوب و از شمول اراضی کشت موقت خارج است.
- بیزمین- عبارت است از کسی که هیچگونه زمین زراعی نداشته باشد.
- کمزمین- عبارت از کسی که کمتر از عرف محل زمین داشته باشد.
- عرف محل- میزان زمینی که درآمد حاصل از آن برای تأمین زندگی و معاش یک خانواده کافی باشد.
- درآمد کافی- عبارتست از مقدار درآمدی که عرفاً نیاز یک خانواده را تأمین کند به تشخیص هیأتهای واگذاری زمین.
- کشاورز– کسی که شخصاً به کشاورزی اشتغال داشته و منبع اصلی درآمد و از طریق کشاورزی تأمین میگردد.
- ساکن محل- کسی که محل سکونتش در محدوده اراضی مورد نظر و یا در جایی باشد که عرفاً ساکن محل شناخته شود و یا همه ساله در فصل زراعی درمحل سکونت داشته باشد.
- بیع شرط- نوعی از معامله است که در آن شروطی مورد توافق متعاملین قرار میگیرد.
- صاحب نسق- افرادیکه بر اثر اجرای قوانین اراضی مربوط به قبل از انقلاب، زمین به آنها واگذار شده است.
- متصرف- کسی که اراضی کشت موقت را در اختیار داشته و شخصاً به کشت و زرع مشغول میباشد.